|
|
يکشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۵۰
کد مطلب : 3765
در نامه سرگشاده بيمارستان دامپزشكي تأكيد شد محيط زيست الفباي درمان حيوانات را نميداند
|
در نامه سرگشاده رئيس بيمارستان دامپزشكي تهران به رئيس سازمان محيط زيست تأكيد شد: سازمان محيط زيست هنوز الفباي دامپزشكي و درمان حيوانات را در قسمتهاي مختلف خود نهادينه نكرده است.
به گزارش خبرنگار جامعه فارس، پس از مرگ ببر وارداتي بر اثر بيماري مشمشه و عدم نظارت صحيح محيط زيست و در انتها متهم كردن ديگر سازمانها، پيام محبي رئيس بيمارستان دامپزشكي تهران در نامه سرگشادهاي به محمديزاده رئيس سازمان حفاظت محيط زيست پيرامون مرگ ببر سيبري و متهم كردن سازمان دامپزشكي و دامپزشكان مطالبي را مطرح كرده است.
در اين نامه آمده است: در پي تلف شدن ببر سيبري در باغ وحش تهران مسئولان محيط زيست و باغ وحش مسئوليت را از گردن افكنده و سازمان دامپزشكي را متهم به گناه ناكرده كردهاند؛ گوش محيط زيست سنگينتر از اين حرفهاست كه بخواهد صحبتهاي دلسوزانه را در رابطه با سرمايه تلف شده توجه كند و دليل اين قضاوت را ميتوان مصاحبههاي صورت گرفته دانست.
در ادامه نامه اينگونه عنوان شده است: در حالي كه علت مرگ ببر سيبري تنها نحوه عملكرد سازمان محيط زيست بود و باغ وحش نيز از زمان تحويل گرفتن تا زمان مرگ حيوان اقدام مؤثري در جهت توجه به اهميت موضوع نگهداري انجام نداد در انتها سازمان دامپزشكي و دامپزشكان را متهم ساخت.
در اين نامه سرگشاده آمده است: آقاي محمديزاده آيا بهتر نيست به جاي درست كردن يك محل آلوده يا در آن را ببنديد يا با استفاده از جايگاهي كه داريد و نظارتي كه ميتوانيد بكنيد بر اساس اصول رايج و علمي يك محل را بنيان نهيد و نظارت كنيد. باغ وحش بايد بر اساس اصول مراقبت شود و گرنه كانون بيماريها و عفونتهايي مي شود كه گريبان جامعه را ميگيرد.
در اين نامه آمده است: جناب آقاي محمديزاده آيا ميدانيد كه مديريت اين پروژه و باغ وحش قبل از تحويل گرفتن اين حيوان و موارد مشابه بايد تمهيدات نگهداري را ميانديشيد و آيا از لحاظ مديريتي اين بيتدبيري مسئول مربوطه شايسته بازخواست نيست؟ مسئول پروژه و باغ وحش تهران بايد قبل از اطعام حيوانات از سالم بودن غذاي آنها و كنترل آنها توسط مراجع ذيصلاح كه شامل آزمايشهاي دامپزشكي نيز هست اطمينان حاصل كند و سپس اجازه ورود به باغ وحش را بدهد.
در ادامه عنوان شده است: سازمان محيط زيست هنوز الفباي دامپزشكي و درمان حيوانات را در قسمتهاي مختلف خود نهادينه نكرده است و در مواقع بحران چراغ به دست ميگيرد و به دنبال كارشناس ميگردد. آيا تعريف يك كارگروه و مركز دامپزشكي معتبر براي درمان و رسيدگي به وضع حيوانات اين قدر پيچيده است؟ در حالي كه كشور از نظر بضاعت دامپزشكي در حد استانداردهاي جهاني است.
در اين نامه آمده است: از بين بردن شرايط زيست محيطي حيوانات چه زجري را به آنها تحميل ميكند و بر اين اساس عدم كنترل وحوش باغ وحش از لحاظ سلامت زيستي و امكانات نگهداري چه زجر مضاعفي است به اين بنديان محكوم تحميل ميشود. محيط زيست بايد با اقتدار جلو اين سوء رفتارها كه توام با تحميل بيماري و سو تغذيه به حيوانات است را گرفته و با تبليغات از مردم بخواهد به حيات وحش اهميت بدهند.
در نامه مورد نظر عنوان شده است: نحوه مديريت بيماري ببر تلف شده آيينه تمام نمايي از عدم نهادينه كردن درمان حيوانات وحشي در سازمان محيط زيست است و خويش بهتر واقفيد كه در منطق چگونه از گرما پي به آتش ميبرند.